معرفی کلی

نخستين فرزند شريف و ذليخا در تاریخ چهاردهم شهريور 1326 خورشيدي در خانه اي كوچك ولي گرم و صميمي در روستاي آله كبود از توابع شهرستان بيجار گروس رخ به جهان نمود. روستايي كه ايام خوش و خاطره انگيز كودكي او را در خود جاي داد و روز به روز بزرگ شدن و پر كشيدنش را به تماشا نشست. لطيف كوچك، قبل از ورود به مدرسه مشق علم و ادب را در مكتب خانه روستا آغاز كرد. پس از آن با ورود نظام نوين آموزشي به آموزش و پرورش كشور و افتتاح يكي پس از ديگري مدارس در گوشه و كنار كشور از جمله روستاي آل كبود دوره ابتدايي را در مدرسه تدین طي كرد.

پس از آن بدليل عدم دسترسي به مدرسه راهنمایی و دبيرستان و نداشتن امكانات از ادامه تحصيل باز ماند و به جاي آن در كار كشاورزي همراه با برادرانش به كمك پدر شتافت. سال 1346 لطيف رخت زيباي سربازي را به تن كرد و به تهران اعزام شد. در گارد شاهنشاهي واقع در پادگان سلطنت آباد تهران جمعي گروهان 7 از گردان يكم به خدمت مشغول شد. وي پس از پايان دوران سربازي در سال 1348 چون به آموختن فنون نظامی علاقه اي ويژه داشت به استخدام دژبان مرکز درآمد و با درجه گروهبان سومي شروع به كار كرد و همزمان با داشتن همسر و فرزند به صورت شبانه در دبيرستان الهي نازي آباد به ادامه تحصيل مشغول شد.

با پشتكار خوبي كه داشت توانست ديپلم خود را در سال 1357 دريافت و در آزمون ورودي دانشكده افسري ژاندارمري جمهوری اسلامی ایران پذیرفته و در تاریخ 21/6/1358 موفق به دریافت گواهی پایان دوره آموزش افسری کادر گردید. لطيف رنجبري در سالي كه فرياد اعتراضات مردم بر ضد حكومت پهلوي گوش فلك را كر مي كرد با توجه به تفكرات ديني و مذهبي كه از ابتداي آموختن كلام ا... مجيد در عمق وجودش رخنه كرده بود و تربيت خانوادگي، علاقه به انجام تكاليف ديني و ارادت خاص به خط سرخ سالار شهيدان خود را همراه و همداستان با مردم مي ديد. او نيز عدالت و راستي را دوست مي داشت. پس به انقلاب ملتش پيوست و چون قطره اي آن سيل بنيان كن را همراهي كرد، تا پيروزي انقلاب چند گامي بيشتر نمانده بود.

او كه در دوران آموزش افسري يكي از نيروهاي زبده كه دوره فنون رزمي (كاراته و جودو) را نيز طي كرده بود و جزء افراد برتر آن دوره به حساب مي آمد و به اصلاح امروزي ها نفر اول و دوم بود، موفق به دريافت كمربند مشكي شده بود، فنون نظامي را به صورت كامل و صحيح آموزش ديده و از طرفی عملا ثابت نموده بود که یکی از افراد مورد اعتماد گروههای مذهبی و متعهد به آرمانهای والای حضرت امام خمیني رضوان ا... تعالی علیه و انقلاب اسلامی ایران است، توانست نظر فرماندهان وقت خود را جلب نماید. شایستگی های فوق الذکر سبب شد تا ايشان را به عنوان افسر آموزش و فرمانده يكي از گروهان هاي آموزشي پادگان دوآب (شهيد شفيعي) استان مازندران انتخاب و حكم انتصاب و انتقال شان صادر و جهت انجام وظيفه خطير خود عازم ديار خطه شمال کشور شود.

در طول خدمت شان در پادگان یاد شده، مسئوليت فرمان صبحگاهي و افسر پرچم پادگان نيز به ايشان محول شد، به طوري كه از آغاز ورود به آن پادگان تا زمان اعزام به مناطق جنگی، آموزش و سازمان دهي گروه هاي كثيري از نيروهاي اعزامي به مناطق عملياتي از افتخارات ايشان به شمار مي آيد. او که خود شیفته نبرد رو در رو با متجاوزین به خاک پاک میهن بود داوطلبانه تقاضای حضور در جبهه را به فرماندهی پادگان تقدیم کرد تا بدینوسیله شور و شعور حسینی خود را مرهمی باشد در آن غوغای خلوص نبرد در خطوط مقدم جبهه های مقدس و نورانی.

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند                فرزند و عیال و خان و مان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی              دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

اهل و عیال خویش را به تهران آورد و طی ابلاغیه ای به عنوان فرمانده گروهان سه از گردان رزمی 707 حضرت ابوالفضل(ع) جهت پاسداری و دفاع از آبهای نیلگون خلیج فارس، جزایز مینو و منطقه اروند کنار راهی نبرد حق علیه باطل گردید. حدودا یک سال و نیم در مناطق یاد شده در برابر تجاوز ارتش بعث عراق از وطن محبوبش مردانه و جانانه دفاع کرد. تصاویر موجود و قد سرو گونه اش در کنار نخلهای خوزستان دلدادگیش به وطن عزیز را گواه است.

لياقت، شجاعت و كارداني او موجب شد تا پس از چهار ماه به يكي از مناطق جبهه غرب (منطقه عملياتي و  مرزي عراق پايگاه ولي آباد بانه) كه تحت كنترل ضد انقلاب در استان كردستان بود، منتقل شود. در مدت چهارماهه حضور مقتدرانه و فرماندهي مدبرانه در بانه توانست امنيت بالايي را در منطقه ايجاد كند و بسياري از آن مناطق را از لوث وجود اشرار ضد انقلاب كومله و دمكرات پاك نمايد.

با عنايت به اينكه چند روز بود كه ماموريت شهيد لطيف رنجبري در بانه به اتمام رسيده بود، ولی عقیده داشت فرمانده جدید پایگاه را شخصا از مناطق خطرخیز مطلع نماید تا سربازان این آب و خاک در کمین دشمنان قرار نگیرند. غافل از اینکه در جریان يكي از همين شناسايي ها از مناطق پاكسازي نشده با اشرار درگير و در اين درگيري، سه نفر از اشرار كومله را به هلاكت مي رساند. در فاصله  1500   متري با اسلحه سيمينوف (قناسه) توسط گروهك های ملحد كومله و دمکرات از ناحيه قلب پاك و مهربانش مورد حمله و اصابت تيركين دشمن قرارگرفت و مزدوران قصد به سرقت بردن پيكر مطهر ايشان را داشتند. البته با اطلاعي كه شهيد قبل از شهادتش از طريق بي سيم به پايگاه در خصوص جريان كمين اعلام کرده بود، نيروهاي امدادي به منطقه درگيري اعزام و حلقه محاصره شكسته شده و اشرار موفق به اين امر نشدند. فقط خودرو و اسلحه و بی سیم شهید را به سرقت برده و از منطقه درگیری متواری می شوند.

اهميت شهادت ايشان براي دشمن به اندازه اي بود كه همان شب خبر شهادتش را با هزاران شادي و هل هله در «راديو كومله» اعلام و از آن به عنوان يك پيروزي ياد نمودند، غافل ازآنكه شهادت در راه حق نه مرگ بلكه زندگي جاويد است (ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله  امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون).

سرانجام آن اميردلير و رشيد اسلام  در تاريخ  6/10/1362 در نبـردي جانانه و عاشورايي دعوت حق تعالي را همانند مقتدا و سالار شهيدان لبيك گفت و به مهماني لاله هاي سرخ انقلابو ديدار معبود خود  شتافت و مفتخر به دريافت درجه رفيع شهادت گرديد. چه زیبا به جمع شمع شاهدان وطن پيوست و همراه ياران شهيد خود ميهمان خوان پرنعمت حضرت دوست شد و در جوار امنش راحت ابدي يافت. كه براستي سزاوارش بود چنين فرجامي

 

آن شهيدياست كه به حق بودشهيد        آن لطـيفي است كه به حـق بود لطـيف

  اقتدا كرد به عباس علمدار حسين(ع)              با وفا  بود به اسلام و خميني(ره) عزيز

 

همسر محترم شهيد خانم« سيده سيمين زر سبحاني » پس از 22 سال فراق يار در سال 1384 بر اثر عارضه سكته مغزي به رحمت ايزدي پيوست.

پيكر پاك اين شهيد   در «قطعه 28  رديف 71 شماره 4 مكرر «بهشت زهرا(س)» تهران به خاك سپرده شده است.

« روحش شاد، يادش گرامي و راهش پر رهرو باد »

 توصيه نامه
  «  تجارت سودمند »


خدايا! از تو سپاسگزارم كه به من توفيق جهاد خالص را عنايت كردي .

خدايا! خودت فرمودي: اگر ميخواهيد شما را به يك تجارت سودمند بخوانم كه از جهنم دور سازم.

سوره مبارکه الصف: آيه شماره  (10 و 11 )

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ )10)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد آيا شما را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناك می رهاند (10)

تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ (11)

به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد اين [گذشت و فداكارى] اگر بدانيد براى شما بهتر است (11)

خدايا! من از خود چيزي ندارم، اينهايي كه دارم و مي خواهم با آنها جهاد كنم از آن توست پس تو پذيرايم باش

 

 "هيچگاه از ياد خداوند غافل نشويد"

 " مكث كوتاهي كرد ،  نفس عميقي كشيد و  پس  از آن

با لبخندي آرام كه از آرامشش حكايت ميكرد آنچه  را   كه

در دل  و جان  داشت  بر زبان  راند  آنچه را  كه  خود  پيش  

از  همه بدان ايمان داشت و باور، باوري از عمق وجود  آري

او آخرين توصيه وسفارشش به برادران وخواهر و همسرش

اين بود كه : در گردش  روزگار خدا را  از ياد نبرند و يادش

را  هماره  در دل  زنده  نگاه  دارند  كه اين  موجب  آرامش

جانشان است و خلوص كردارشان كه او خود  پيش  از آنها

به آن  آرامش  و  خلوص چه زيبا رسيده  بود  كه  در  همه

وقت و همه جا ياد خدايش  ناظر بر پندار  و گفتارش  بود  

او كه به حق سربازي بود جان بركف ملك و دينش را." 
غیبت امام زمان (عج)
روز شمار:329 روز 20 ساعت
سال شمار:1145 سال

        مهاجران آفتاب

        آیات هجرت - جهاد و شهادت

        نام کاربری:
        رمز عبور:
          
        عضویت در پایگاه  
        مدت زمان فراق
        روز شمار:339 روز 1 ساعت
        سال شمار:36 سال
        سی و هفتمین سالگرد
        روز شمار:25 روز 22 ساعت